ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

499

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

صلاح الدين فرمان حمله داد در اين هنگام يكى از امرايش به نام جناح كه برادر زين الدين على بن احمد المشطوب بود پيش آمد و گفت : اين چگونه است كه جنگ با ماست و غنايم نصيب مماليك تو مىشود ؟ صلاح الدين را اين سخن گران آمد و از نبرد با فرنگان به خيمه‌هاى خود بازگشت و درنگ كرد تا پسرش افضل و برادرش عادل برسيدند . پس به رمله رفت و منتظر نشست تا بنگرد كه كار او با فرنگان به كجا مىكشد . فرنگان همچنان در يافا بودند و اللّه تعالى اعلم . صلح ميان صلاح الدين و فرنگان و رفتن پادشاه انگليس به بلاد خود مدت درازى بود كه پادشاه انگليس از كشور خود دور افتاده بود . او ديگر از تصرف بلاد ساحلى مأيوس شده بود . زيرا مسلمانان بر آن مستولى شده بودند . پس نزد صلاح الدين كس فرستاد و خواستار صلح شد . صلاح الدين پنداشت كه اين خدعه‌اى بيش نيست از اين رو پاسخى نداد و همچنان خواستار جنگ بود . پادشاه انگليس به صلح اصرار مىورزيد . آن سان كه صلاح الدين صدق گفتار او را باور كرد . و پادشاه از عمارت عسقلان دست برداشت و از غزه و داروم و رمله صرف نظر كرد و نزد الملك العادل ابو بكر بن ايوب رسول فرستاد تا در اين امر ميانجى گردد . او صلاح الدين و اميرانش را اشارت كرد كه اين صلح را بپذيرند . زيرا سپاهيان از طول جنگها ملول شده بودند و به سبب هزينهء بسيار خزانه خالى شده بود و بسيارى از چارپايان هلاك شده بودند و سلاحها فرسوده شده بود . همچنين گفتند كه پادشاه انگليس مىخواهد صلح برقرار شود تا پيش از رسيدن زمستان به بلاد خود بازگردد . اگر درخواست او اجابت نشود و به سبب فرا رسيدن زمستان سفر در دريا ميسر نگردد ما نيز مجبوريم كه تا سال ديگر در اينجا بمانيم . چون صلاح الدين به صحت اين رأى يقين كرد به صلح تن در داد و در بيستم شعبان سال 588 به مدت چهل و چهار ماه با رسولان فرنگان پيمان صلح بست و بر آن سوگند خوردند و صلاح الدين به ايشان اجازت داد كه به زيارت قدس آيند . پادشاه انگليس از راه دريا به ديار خود بازگشت و هانرى كه بعد از مركيس فرمانروايى صور يافته بود بر فرنگان سواحل شام پادشاهى يافت و با ملكه كه پيش از اين صاحب آن نواحى بود ازدواج كرد . صلاح الدين به قدس رفت و باروهاى شهر را اصلاح كرد و كنيسهء صهيون را به درون بارو آورد و حال آنكه پيش از اين خارج از بارو بود و مدرسه‌ها و رباطها و بيمارستان پى افگند و براى آنها موقوفات ترتيب داد . آنگاه آهنگ حج نمود ولى موانعى پيش آمد كه او را از حج منصرف كرد . صلاح الدين در پنجم ماه شوال به دمشق رفت و امير جورديك از موالى نور الدين را در قدس به نيابت خويش نهاد . صلاح الدين چون از قدس به دمشق مىرفت راه خود را از ثغور مسلمانان انداخت و نابلس و طبريه و صفد و تبنين و